
جورج اورول
حمید رضا بلوچ
نشر مجید
وینستون اسمیت در کشور اقیانوسیه و در جامعهای زندگی میکند که به سه طبقهٔ مجزا تقسیم شده است: طبقه کارگر، اعضای عادی حزب و اعضای ردهبالای حزب ، روزی در اقدامی قانونشکنانه، دفترچهای قدیمی میخرد و قصد دارد اندیشه و وفکارش را بنویسد . در تمام نقاطی که اعضای حزب زندگی میکنند دستگاههایی به نام تلهاسکرین وجود دارد ، این دستگاه که توسط وزارتی به اسم وزارت حقیقت اداره میشود مانند دوربین تمام اعمال افراد را تحت نظر دارد، وینستون جایی که تله اسکرین قادر به دیدنش نیست اقدام به نوشتنن افکارش میکند که جرم سنگینی محسوب میشود ...
در این کشور حتی فکر کردن به کارهای ممنوعه جرم محسوب میشود و داشتن روابط بین زن و مرد هم جرم و خیانت به حزب محسوب میشود ، وینستون روزی با زنی ارتباط برقرار میکند و متوجه میشود ان زن هم با حکومت مشکل دارد و ...
واقعا شاهکاره ، فوق العادست ، فضایی خفقان اور و وحشتناک رو بصورتی عالی ترسیم کرده جوری که با خواندن کتاب تن ادم میلزه ، جایی که ادم هیچ اراده ای از خودش نداره حتی نمیتونه با خودش فکر کنه ، عشق ، خانواده ، رفاقت و ... هیچ مفهومی نداره و اصلا وجود نداره .
در یک کلام عالیه ، شدیدا توصیه میکنم بخونیدش ...
برچسب:
نویسنده: طاها جلالی