ارش حجازی
نشر کاروان
داستان مردیست که قبلا تاجر اصلحه بوده و خیلی موفق ولی بعدا خانوادشو از دست داده و شیطان بر اعمالش چیره شده و اونو تسخیر کرده و رهبرش شده این مرد با گنجی شامل چند شمش طلا وارد روستایی میشه روستایی که مردمی نیک و خوب داره و مرد سعی میکنه با اغفال کردن مردم شهر به قتل یک شخص انها رو به سمت گناه و نابودی بکشاند تا انتقام خودش رو بگیرد و برای اینکار به سمت دوشیزه پریم که تنها شخصیست که طالب کمک میباشد میرود و از او کمک میخواهد و در قبال کمک کردنش یک شمش طلا پیشنهاد میدهد و ....
خب سبک نوشتاری کوئلیو عارفانست و سعی میکنه که توی کتاباش پند های عرفانه بده که به مزاغ من سازگار نیست و دوست ندارم این سبکو !
برچسب:
نویسنده: طاها جلالی