خرید بک لینک
فرانتس کافکا

امیر جلال الدین اعلم

نشر نیلوفر

یوزف ک کارمند بانک یک روز صبح بطرز عجیبی بازداشت میشه و در خانه اش حبس میشه بدون اینکه دلیل بازداشتشو بدونه و بهش میگن باید در دادگاه حاضر بشه و به اتهامش رسیدگی بشه و هیچ چیز دیگه ای غیر این بهش نمیگن حتی توی جلسات دادگاه ، دادگاهی که توی جایگاهی بسیار عجیب و رعب اور برگذار میشه و ....

کل داستان دیگه روند محاکمات یوزف ک و رفتارا و کارای اونو تو این زمان که مورد اتهام قرار گرفته رو نشون میده!

داستانهای کافکا اکثرا فضایی عجیب پوچ گرایانه و ترس اوری دارن و واقعا خواننده رو توی فکر فرو میبرن و یه حس عجیب به اون میدن و نکته ی خیلی جالبترشون اینه هرگز توی داستانهاش نباید دنبال دلیل حادثه باشیم بطور مثال توی همین کتاب اصلا نباید دنبال دلیل دستگیری و محبوس شدن ژوزف ک باشیم!!

برچسب: نویسنده: طاها جلالی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 19:26

صفحه بندی